X
تبلیغات
رایتل

زندگی مثبت--۲

سه‌شنبه 20 فروردین‌ماه سال 1387 10:14 ب.ظ نویسنده: هادی نظرات: 3 نظر چاپ

 

 

 

در پست قبلی  در مورد پذیرش صحبت شد . اینکه ما بپذیریم که خودمان مسئول سرنوشتی که بر ما می گذرد هستیم. اینکه بپذیریم که خیلی اوقات در گذشته ، ما مسئول اتفاقاتی که برای ما رقم خورده نبوده ایم.

در یک کلام بپذیریم سختی تلاش برای بهتر شدن را.

بعد از نخستین گام احتمالا تصمیم گرفته اید که تغییر کردن را آغاز کنید.تغییر کردن در نوع بینش . ولی برای خیلی از ماها (مثلا خود من) با اینکه میدانیم باید تغییری صورت بگیرد ، و حتی دلمان هم میخواهد  ولی یه ترسی در عمق وجودمان هست که باعث میشه که ما اقدامی نکنیم. به نظر شما این ترس چه چیز میتونه باشه؟

شاید ترس از شکست، یا ترس از عدم موفقیت ،ترس از اینکه همین چیزهایی را هم که داریم از دست بدیم. ترس از اینکه در دید دیگران چه طور جلوه کنیم . ترس از اینکه اگر نشد چه؟

شاید همیشه دلتان خواسته که شغل خودتون رو عوض کنید و برای اینکار مجبور بوده اید که یک سری اطلاعات و مهارت های جدید رو داشته باشید . ولی به خاطر همین ترس از خیر این کار منصرف شده اید. مثال از این دست زیاد میشد پیدا کرد که تعمدا نمی خوام واردش بشم.

ترس فی نفسه چیز بدی نیست . ولی از اونجایی که همیشه تمام سیستم کائنات رو به تعادل پیش میره ،ترس هم اگر از حد خودش بیشتر شد کار رو خراب میکنه . اگر هم کمتر باشه باز هم کار رو خراب میکنه .مثل معروفی داریم که میگه:اونقدر عقب نرو که از اونور پشت بام هم بی افتی.

کیفیت سوال هایی که ما ناخودآگاه از ناخودآگاهمون میکنیم مهم ترین عامل متوقف کردن ماست. اکثر اوقات سوالات ما نادرست اند . مثلا اگر این اتفاق نشد چی میشه؟ اگر درست عمل نکرده باشم چه؟ برای بهبود سوالات ناخودآگاه از ناخودآگاه ، باید ابتدا سوالات رو آگاهانه  تغییر بدیم. در این صورت ناخودآگاه ما پر از سوالات آگاهانه خواهد شد که خود ،بعدها سوالات ناخودآگاه ما از ناخودآگاه ما خواهد بود.

مثلا از خود بپرسید :اگر موفق شوم چه؟

جایی نوشته بود ترس تنها احساس کاذبی است که رنگ واقعیت به خود میگیرد (البته به نظر من همان ترسی که از جاده و مسیر اعتدال خودش خارج شده باشد).

باید باور کرد :از هرچه بترسید به سرتان می آید.

یک تمرین در مجله ای به نام شادکامی و موفقیت شماره 42 دیدم به نام از چه میترسم؟

چند سوال عنوان شده بود که با پاسخ دادن به اونها شما میفهمید که واقعا ترسیدن از ترس ها بی فایده است.         

سوالها از این دست بودند:

_از انجام دادن چه کارهایی میترسم؟    

_در صورت انجام آن عمل ، بدترین اتفاقی که ممکن است بی افتد چیست؟

_احتمال رخ دادن آن چه قدر است؟

_با انجام ندادن کارهایی که از آن می ترسم چه چیزهایی را از دست میدهم؟

_با انجام دادن آنها چه بدست می آورم؟

 

با عزم و اراده با سستی و بد بختی بجنگید   (امام علی (ع))